چگونه سریع آهنگسازی حرفه ای یاد بگیریم؟

اگر می خواهید موسیقی فوق العاده ای بسازید که فراگیر باشد و احساسات را برانگیزد باید به سرگذشت یک نفر بیش از همه توجه کنید:

Anders Ericsson

او متخصص برجسته جهانی در یادگیری و عملکرد نخبگان است. او با مطالعه قهرمانان شطرنج، نوازنگان ویولن، ستارگان ورزش و اساتید حافظه نامی برای خود دست و پا کرده است.

او به تازگی با Robert Pool، نویسنده مشهور علم، فناوری و پزشکی همکاری کرده است تا کتاب خارق العاده ای را به نام Peak تألیف کند. این کتاب آخرین یافته های جدید دانش فنی را توضیح می دهد (بسیار به کار تولید کنندگان موسیقی می آید).

شاید نام قانون 10 هزار ساعت را شنیده باشید. در این قانون آمده است که تنها راه برای استاد شدن در چیزی تمرین 10 هزار ساعته آن است.

Anders Ericsson دانشمندی است که تحقیقاتی در مورد قانون 10 هزار ساعت را انجام داد. Peak  توضیح می دهد که این اصلاً یک قانون نیست. بلکه ناشی از درک نادرست از تحقیقات Anders بود (Malcolm Gladwell، نویسنده معروف این عبارت را ابداع کرد).

با توجه به این که Anders متخصص برجسته‌ای در یادگیری و عملکرد نخبگان بود، تصمیم گرفتم با او مصاحبه کنم که چگونه تحقیقاتش را برای بهبود تولید موسیقی الکترونیکی به کار بگیرم.

این مقاله درباره آن مصاحبه و نحوه استفاده از استراتژی های Anders در تولید موسیقی الکترونیکی است.

 

maxresdefault 1 750x430 - چگونه سریع آهنگسازی حرفه ای یاد بگیریم؟

 

با استراتژی های یادگیری Anders Ericsson چه پیشرفتی را می توانید انتظار داشته باشید؟

 

آهنگی در January 2016 ساختم. مدت کوتاهی پس از شروع تولید بود. یه سری مشکلات داشتم. وکال ها به درستی پردازش (یا ضبط) نشدند. فرکانس های پایین بد بودند. چشم انداز کلی آهنگ خسته کننده بود. میکس به کار زیادی نیاز داشت.

کارها برای انتشار عمومی در YouTube یا هر جای معتبر دیگری خوب نبود.

14 ماه بعد، مارس 2017 آهنگ دیگری ساختم که تفاوت بسیاری با نمونه های قبلی داشت و بهتر شده بود. به بیانی دیگر اگر از روش یادگیری درست پیروی کنید، برای ساختن موسیقی حرفه ای نیازی به 12 ساعت کار در روز و به مدت 4 سال ندارید.

Anders در مطالعه موردی اخیر درتوضیح پیشرفت سریع من در تولید موسیقی گفت: دلیل اینکه جان در 12 ماه بیشتر از دیگران پیشرفت کرده است، رویکرد منظم و کاربردی او در یادگیری است. در این مقاله و مصاحبه با Anders Ericsson، خواهید فهمید که چگونه می توانید مانند من پیشرفت کنید، در حالی که فقط 3-4 ساعت در روز روی موسیقی کار کنید.

چهار گام اصلی این فرآیند:

برای آسان شدن، فرایند یادگیری را به 4 گام کوچک تر تقسیم کردم:

  1. روشن سازی
  2. بازدارنده‌ها
  3. تمرین کاربردی و هدفمند
  4. تغییر و ساماندهی

من ابتدا فرایند 4 مرحله ای را به همراه گفته ها و بینش های از Anders توضیح می دهم و سپس چند مثال ارائه می دهم تا بدانید چگونه از آن ها در ساخت موسیقی استفاده کنید.

تحقیقات Anders Ericsson بیشتر مربوط به مراحل 2 ، 3 و 4 است. با این حال من در مرحله 1 ، روشن سازی را اضافه کردم. زیرا مهم است که قبل از تنظیم برنامه‌ی یادگیری، مقصد خود را مشخص کنید.

 

گام نخست روشن سازی

گام نخست بسیار اهمیت دارد. اگر نمی دانید کجا می روید، یادگیری موثر نشدنی است. قبل از این که بتوانید استراتژی های یادگیری Anders را به درستی کار بزنید، باید دقیقاً مشخص کنید که در حرفه تولید موسیقی به کجا می خواهید برسید.

چگونه تصمیم بگیرید که چه می خواهید

در حالی که آسان به نظر می رسد اما یافتن خواسته هایتان می تواند بسیار دشوار باشد. این کار یک شبه نیست. این چیزی نیست که بتوانید فقط با خواندن یاد بگیرید. باید به گزینه های مختلف و سرانجامشان فکر کنید.

اگر می خواهید هنرمند شوید، باید برای شهرت (با فرض موفقیت) آماده باشید. بعضی ها فقط همین را می خواهند. برخی این چنین نیستند.همچنین باید در افزایش خلاقیت و نشان دادن ویژگی هایتان پیشرفت کنید. همچنین کارهایتان را بازاریابی کنید و ارتباط برقرار کنید. شما نمی توانید فقط موسیقی بسازید و به بهترین ها امیدوار باشید.

اگر می خواهید آهنگساز یا نویسنده برای هنرمندان دیگر باشید، می توانید از شهرت صرف نظر کرده و فقط در استودیو کار کنید. با این حال به درجه اجرا و برگزاری کنسرت نخواهید رسید. برخی افراد می خواهند اجرا کنند. برخی ها هم نمی خواهند.

اگر می خواهید مهندس میکس یا مسترینگ باشید و برای سایر تهیه کنندگان، هنرمندان، برچسب ها کار کنید می توانید تمام وقت خود را روی کنکاش و آزمایش میکس و نرم افزار کنید. اگر به عنوان مهندس در استودیوی دیگران کار می کنید می توانید بر ساخت میکس و مسترهای خوب تمرکز کنید. اگر می خواهید استودیوی خود را داشته باشید یا مستقل باشید برای جذب مشتری باید بازاریابی را مطالعه کنید. قبل از تصمیم گیری در مورد آنچه می‌خواهید باید درباره‌ی مسیر کاریتان فکر کنید. وقتی به این موضوع فکر می کنید، باید جوانب مثبت و منفی هر مسیر و همچنین عواقب و معاملات هر کدام را در نظر بگیرید.

این یک مرحله هیجان انگیز است. این که بدانید شما چه می خواهید. زندگی رویایی شما چیست. و سپس بفهمید چگونه آن را بسازید. هیچ راهی میانبری برای یافتن آن وجود ندارد. راه هر کس متفاوت از دیگریست. پیاده روی طولانی و حرف زدن با خودم را دوست دارم. همه آن ها و همچنین شرح حال نویسی به من در بهتر اندیشیدن کمک می کند. پیاده روی طولانی ، صحبت با خود و نوشتن نیز ممکن است به شما کمک کند. یا شاید موج سواری را ترجیح می دهید، یا صحبت با دوستان، یا چیز دیگری.

اگر با این مرحله مشکل دارید، توصیه می کنم کتاب Principles از Ray Dalio را مطالعه کنید.

پیش از برداشتن گام دوم مشخص کنید که با حرفه موسیقی به کجا می خواهید برسید. وقتی به روشنی هدفتان در موسیقی را یافتید، زمان آن فرا رسیده است که دریابید چه بازدارنده هایی بر سر راه شما قرار دارند.

 

hyperbits music free workshop saturation best music production course - چگونه سریع آهنگسازی حرفه ای یاد بگیریم؟

 

گام دوم، بازدارنده‌ها

هنگامی که هدفی را انتخاب کردید باید بدانید چه چیزی بین شما و هدفتان ایستاده است. اگر ندانید با چه بازدارنده‌هایی روبرو می شوید نمی توانید به درستی تمرین کنید. شما می توانید ایده های Anders Ericsson  را در مورد تمرین کاربردی و هدفمند کار بزنید و بازهم شکست بخورید. کار هایی می کردید که در جهت هدفتان نبوده است. اگر می خواهید یک هنرمند شناخته شده باشید و در جهان گشت و گذار کنید. باید بسیار بیشتر از ساخت موسیقی کار کنید. به ویژه در آغاز مانند شبکه سازی با مدیران، برچسب ها اقراد موثر، مدیریت حضور در رسانه های اجتماعی را دنبال کنید. این مربوط به همسو کردن برنامه روزانه و تمرین به سمت هدف است.

چگونه بفهمید چه بازدارنده‌هایی را باید پشت سر بگذارید بهترین راه برای یافتن بازدارنده‌ها هم اندیشی با استاد یا مربی است.

در مصاحبه ما ، Anders Ericsson توضیح می دهد:

وقتی استادی داشته باشید که شما را راهنمایی و به رسیدن به تغییرات لازم هدایت می کند، تمرین کاربردی و هدفمند انجام شده است. این موثرترین راه برای سرآمدشدن بین دیکران است. باید کسی در صنعت موسیقی باشد که این راه را پیش تر پیموده یا با افراد این چنینی کار کرده است. دلیل این که باید افرادی را پیدا کنید که این کار ها را پیش تر انجام داده‌اند یا با این افراد کار کرده‌اند، این است که سرانجام هر راه و روشی که شما در پیش گرفته باشید را می دانند.

چگونه یک استاد خوب پیدا کنیم

چگونه استاد خوب را تشخیص دهیم؟ استاد خوب کسی است که بتواند بر دانش آموزان تأثیر بگذارد. استادان خوب می دانند چگونه نتیجه بگیرند. آن ها همیشه آدم های سرگرم کننده، با حال و یا حتی شناخته شده نیستند. برتری آن ها در روش یادگیری و بهبود است.

خبر خوب این است که برخلاف تصور بیش تر مردم یافتن استاد خوب آسان است.

من با پیشنهاد کمک به چندین استاد تولید موسیقی در بازاریابی آثارشان توانستم راهنمایی های زیادی بگیرم. به جای درخواست برای آموزش رایگان (یا پولی)، ابتدا به آن ها کمک کردم (با استفاده از یکی از مهارت هایم به عنوان صاحب کسب و کار) و سپس پرسیدم آیا به من آموزش می دهند.

این معامله‌ای دوسر برد است. شاید شما نتوانید مانند من به کسی در زمینه بازاریابی کمک کنید اما حتما کاری هست که از دستتان بر بیایید. به عنوان مثال خیلی ها سرشان شلوغ است. کار های زمانبرشان را بیابید و پیشنهاد انجام دادنش برای آن ها را دهید. این ترفندی است که به آن ها نزدیک تر شوید. از آن ها نخواهید که وظایفی را برای شما در نظر بگیرند، زیرا به تلاش آن ها نیاز دارد.

ابتدا اگر می توانید با آن ها در ارتباط باشید و چت کنید. با ظرافت سعی کنید دریابید که با چه مشکلاتی رو به رو هستند و در چه موردی نیاز به کمک دارند.

شاید آن ها به کسی نیاز داشته باشند که رسانه های اجتماعی را برای آن ها مدیریت کند.

شاید برای وب سایت خود نیاز به محتوای عالی داشته باشند.

برای مثال همین مقاله! Sam معمولاً مقاله های نویسندگان دیگر را ارسال نمی کند، اما او برای من استثنا قائل شد. زیرا من آن را معامله ی دوسر برد کردم. او محتوای فوق العاده ای دریافت می کند که به خوانندگانش کمک می کند. Anders Ericsson  برای کتابش نیاز به تبلیغات و خوانندگان جدیدی دارد. شما نیز یاد می گیرید که چگونه موسیقی بهتری بسازید.

پس از مدتی کار با استاد ، در نهایت از توانایی های آن ها پیشی خواهید گرفت.

Anders Ericsson توضیح می دهد:

با کار کردن و مشاهده چیزهایی که استاد یا مربی شما درک می کند، ممکن است سریع تر به هدف برسید و روزی از توانایی های آن ها پیشی بگیرید. هنگامی که از توانایی های آن ها پیشی گرفتید و سر عت یادگیری کاهش پیدا کرد، وقت آن است که استاد دیگری پیدا کنید.

آیا پول کلاس های آموزشی را دارید؟

اگر می‌خواهید برای آموزش هزینه کنید گزینه های زیادی دارید:

دوره‌ی 8 هفته‌ای Hyperbits

مربیگری Basskleph

مشاوره با مربیان Pyramind

گزینه سوم Pyramind شایسته ذکر ویژه است.

Pyramind یکی از برترین مدارس تولید موسیقی الکترونیک در جهان است. دوره های آن ها گران است. به عنوان مثال، دوره تولید موسیقی الکترونیکی 21،995 دلار است.

اما اگر 22 هزار دلار برای شرکت در یک دوره آموزشی نداشته باشید چطور؟

می توانید برای یک جلسه مربیگری 1 ساعته با هر کسی و کم تر از 100 دلار ثبت نام کنید. من این هفته برای یک جلسه مربیگری با Matt Donner مربی تئوری و آهنگسازی موسیقی Pyramind با 60 دلار ثبت نام کردم. ما قصد داریم یکی از آهنگ های اخیرم را مرور کنیم و اشتباهات را بیابیم. تا بدانم که در ماه های آینده روی چه چیزی باید تمرکز کنم.

به نظر من، این برای 4 گام و تمرین هدفمند Anders Ericsson  ایده آل است. زیرا با کم تر از 100 دلار می توانید بازخورد متخصصان را در مورد بازدارنده‌ها دریافت کنید.

 

Sound producer’s studio for audio records, broadcasting, mixing music with professional dj’s equipment
Sound producer’s studio for audio records, broadcasting, mixing music with professional dj’s equipment

 

 

اگر 100 دلار یا کسی را نداشته باشید که برای دو سر برد متقاعد کنید چطور؟

SubmitHub  را امتحان کنید.

SubmitHub وب سایتی فوق العاده است که آهنگ هایتان را به کانال های YouTube ، کانال های Soundcloud ، برچسب ها، وبلاگ های موسیقی و موارد دیگر ارسال کنید. هزینه 1 دلار برای هر سایت/کانالی که ارسال می کنید، با تخفیف های کوچک در صورت هزینه بیشتر (من معمولاً 40 دلار برای ارسال به 50 سایت/کانال پرداخت می کنم). آن ها 310 وبلاگ و برچسب فعال دارند و میانگین میزان پاسخگویی 68 درصد است.

بنابراین به ازای هر 10 ارسال ، 6-7 بازخورد درباره‌ی خوبی و بدی های آهنگتان دریافت خواهید کرد.

به نظر من بهترین قسمت همان  SubmitHub بازخورد است. هر بازخورد تنها یک جمله است اما هنگامی که با هم و به عنوان پاسخ عمومی بازار به آهنگ مشاهده می شوند، میزان خوب یا بد بودن آهنگ و جاهایی که نیاز به تلاش بیش‌تر دارند را می یابید.

من به تازگی آهنگی به نام Your Face فرستادم که در آن خوانده‌ام. به لطف SubmitHub ، خیلی سریع متوجه شدم که خوانندگی من هنوز به اندازه کافی خوب نیست. در حالی که کیفیت ساخت خوب اما بسیار پیش پا افتاده بود. اکنون می دانم که باید پیچیدگی آهنگ را افزایش دهم و همچنین در خوانندگی بیش تر پیشرفت کنم.

بدون این بازخورد ممکن بود روی چیز دیگری مانند طراحی صدا تمرکز کنم که آهنگ بعدی من را بهتر نمی کرد. شاید ماه ها روی طراحی صدا برای قطعه بعدی کار می کردم و بعد متوجه می شدم که هیچ کس اهمیتی نمی دهد. زیرا صدایم هنوز به اندازه کافی خوب نبود و تولید هنوز بسیار ساده بود. بنابراین بازخورد سازنده ضروری است.

پیش از برداشتن گام سوم، مربی پیدا کنید یا از خدماتی مانند SubmitHub استفاده کنید. تا دریابید چه چیزی بین شما و هدفتان ایستاده است. هنگامی که بازدارندهایی را یافتید می توانید از تمرین کاربردی و هدفمند استفاده کنید.

 

گام سوم، تمرین کاربردی و هدفمند

هنگامی که می دانید چه می خواهید (روشنایی) و چه چیزی بر سر راه شما قرار دارد (بازدارنده‌ها)، باید بر رفع آن ها (تمرین کاربردی و هدفمند) تمرکز کنید. هرچه بازدارنده های بیشتری برداشته شوند، به هدف خود نزدیک می شوید.

این جاست که تمرین کاربردی و هدفمند Anders Ericsson  به کار می آید.

ایده پشت تمرین کاربردی و هدفمند بسیار ساده است. با استفاده از بازخورد کوتاه و پاسخگو، نقات ضعف در مهارت های خاص به طور ساماندهی شده یافت و بهبود پیدا می کنند. پیچیده شد؟ بیایید آن را بررسی کنیم.

چگونه تمرین کاربردی و هدفمند داشته باشیم؟

همه تمرینات برابر نیستند.

اولین نوع تمرین مدت زمانیست که روی فعالیتی خاص گذاشته شده است. خیلی ها تصور می کنند که هر چه زمان بیش تری برای انجام کاری خرج کنند در آن بهتر می شوند. اما حقیقت چیز دیگریست.

دیدگاه Anders Ericsson :

بسیاری  معتقدند که اگر به انجام کاری ادامه دهید خود به خود در آن بهتر خواهید شد. با این حال بهتر نمی شوند. آن ها با تجربه تر می شوند. مشکل این است که تجربه بیشتر با مهارت یا تسلط بیشتر برابر نیست.

به بیان دیگر اگر می خواهید در تولید موسیقی بهتر شوید، فقط ساختن موسیقی بیشتر کافی نیست. Anders Ericsson در کتاب Peak توضیح می دهد که تمرین هدفمند در مرحله بعد قرار می گیرد. تمرین هدفند شامل تعیین اهداف تعریف شده، مشخص شده و تمرکز و سخت کوشی برای دستیابی به آن هاست. برای تولید موسیقی مانند آموزش ها و دوره ها و تلاش برای بهتر شدن است. اگرچه خوب به نظر می رسد اما تمرین هدفمند، کاربردی نیست. بهتر از وقت گذرانی پای رایانه برای ساختن موسیقی است، اما موثرترین روش برای یادگیری نیست.

آن جاست که تمرین کاربردی و هدفمند به وجود می آید.

تمرین کاربردی و هدفمند با تمرین صرفا هدفمند متفاوت است. زیرا نیاز به زمینه مناسب (با دانش گسترده ای در مورد چگونگی آموزش و پیشرفت برترین ها) و همچنین مربیانی دارد که می توانند شما را در این مسیر راهنمایی کنند.

دیدگاه Anders Ericsson :

آن چه ما تمرین کاربردی و هدفمند می نامیم این است که با استادی کار کنیم که می داند چگونه مهارت سازی کند و اصول اولیه را بیاموزد و سپس با گذشت زمان مهارت بیشتری ایجاد کند.

استاد باید شما را راهنمایی و برای رسیدن به تغییرات لازم هدایت کند. این را تمرین کاربردی و هدفمند می نامیم. که موثرترین روش برای رسیدن به کارکرد بالاست که می شناسیم.

در مورد موسیقی یعنی فردی را پیدا کنید که بتواند به صورت تکی با شما کار کند. در مورد کار هایتان و مهارت فعلی بازخورد دهد. همچنین تمرینات و راه هایی را برای بهبود یافتن پیشنهاد دهد که بر اساس روش کارکرد برترین های دنیای موسیقی است. برای مهارت های مختلف به استادان مختلف نیاز دارید. تولید موسیقی یک مهارت مجزا نیست بلکه مجموعه ای از مهارت های مرتبط با هم (آهنگسازی، طراحی صدا، میکس، مسترینگ) است. برخی از استادان می توانند به شما در طراحی صدا، برخی دیگر در میکس و برخی دیگر در بازاریابی کمک کنند.

 

uDTp9vKPTpDpi5BbQpx3qauy - چگونه سریع آهنگسازی حرفه ای یاد بگیریم؟

 

چرا قانون 10 هزار ساعت بی معناست؟

پیش تر اشاره کردم که این یک قانون نیست، بلکه درک نادرست از تحقیقات Anders Ericsson است.

در تحقیقات اصلی Anders Ericsson متوجه شد که به طور متوسط ​​نوازندگان ویولن باید 7 تا 13 هزار ساعت تمرین کنند تا به برترین سطح خود برسند. Malcolm Gladwell نویسنده برجسته، ​​آن را به متوسط10 هزار ساعت رساند و آن را قانون 10 هزار ساعت نامید.

بنابراین آیا برای رسیدن به قله باید 7 تا 13 هزار ساعت تمرین کاربردی و هدفمند انجام دهید؟

خیر!

در حقیقت اندازه مناسبی وجود ندارد. این داستان بیش تر شبیه املاک است. فرض کنید شما در حال خرید خانه جدیدی هستید و به تازگی مکان مناسبی را پیدا کرده اید. با قیمت 100 هزار دلار برای فروش گذاشته شده است. شما پیشنهادی را ارائه می دهید و انتظار دارید که بی درنگ پذیرفته شود. روز بعد تماس می گیرند و می گویند شخص دیگری پیشنهاد 110 هزار دلاری را ارائه کرده است و می خواهد بداند که آیا شما مایل به افزایش پرداختی هستید یا می خواهید از آن پیشی بگیرید. ای گونه ارزش خانه از 100 هزار به 110 دلار افزایش یافت. نه به این دلیل که خانه تغییر کرد بلکه رقابت برای خانه افزایش یافت.

تعداد ساعت ها برای رسیدن به بالای یک تخصص نیز همین گونه است.

در مراحل ابتدایی ساعات مورد نیاز برای رسیدن به بالاترین ها بسیار کم است. زیرا افراد کمی برای کسب مقام برتر رقابت می کنند. از سوی دیگر هنگامی که گسترده و قدیمی باشد، رقابت برای رسید برترین ها هزینه را افزایش می دهد (هزینه ساعت هایست که برای توسعه تخصص شما لازم است). به همین دلیل است که شما باید 7 تا 13 هزار ساعت تمرین کاربردی و هدفمند داشته باشید تا یکی از نوازندگان برتر ویولن جهان شوید. این رشته قدیمی بسیار رقابتی است و بیشتر به اجرای فنی انگشتان روی ویولن مربوط می شود تا خلاقیت.

با تولید موسیقی الکترونیکی، اعداد متفاوت خواهد بود. صنعت موسیقی همیشه در حال تغییر و تحول است و به خلاقیت به اندازه مهارت فنی پاداش می دهد. به علاوه بیش‌تر مردم به درستی تمرین نمی کنند.

Anders Ericsson درباره رقابت و صنعت موسیقی که همیشه در حال تغییر است، توضیح می دهد:

این توانایی درک سلیقه‌ی هر دوره است. به یاد داشته باشید، فقط به این دلیل که یک دهه خوب بودید به این معنی نیست که همچنان خوب خواهید ماند.

پس درست نگاه کنید.

آن نام های بزرگ در بالاها؟

همه آسیب پذیر هستند. بر خلاف ویولن، هنرمندان برتر یک آهنگ بد بانیست شدن فاصله دارند. فرقی نمی کند که چند ساعت Skrillex ،Diplo،Noisia ، Tiesto یا هر نام بزرگ دیگری روی موسیقی سرمایه گذاری کرده است. اگر می توانید آهنگی بسازید که در اسپاتیفای و سایر کانال ها بیشتر از آن ها باشد، آن ها شکست خورده‌اند. این یکی از مزایای کار در زمینه خلاق به جای فنی است. با این حال این بدان معناست که من و شما در برابر یک چیز آسیب پذیر هستیم. بنابراین به بهتر شدن ادامه دهید!

 

shutterstock 442098151 - چگونه سریع آهنگسازی حرفه ای یاد بگیریم؟

 

چگونه خلاقیت را با توجه به دشواری یافتن آهنگ خوب تمرین کنیم؟

تمرین برخی از کارها آسان تر است (به دلیل حلقه های بازخورد).

با ابزارهایی مانند Syntorial و SoundGym به سادگی طراحی صدا و مهارت های میکس خودتان را تقویت کنید. این به این دلیل است که شما یک روش نقادانه برای اندازه گیری موفقیت دارید. با استفاده از Syntorial دقیقاً همان صدایی را که از شما خواسته بودند ساخته‌اید یا موفق نشده اید.

اما وقتی نوبت به آهنگ سازی و خلاق بودن می رسد، راهی برای تشخیص واقع بینانه خوب یا بد بودن آهنگ نداریم. این چالش تمرین های خلاقانه است. بهبود شرایط بدون بازخورد واقع بینانه برای یافتن راه درست مشکل است.

وقتی از Anders Ericsson در این باره سوال کردم او بر اهمیت یافتن یک استاد خوب تأکید کرد:

در مورد شطرنج هیچ بحثی در مورد این که چه کسی شطرنج باز بهتر است وجود ندارد.زیرا امتیازات شطرنج معیارهای واقعی مانند تعداد برد های شما هستند. اما وقتی به چیز دیگری مانند موسیقی و خلاقیت نگاه می کنید ، مهم است که استاد خوب و تاثیر گذار را شناسایی کنید. اگر کسی پیشرفت نکند و یاد نگیرد، ممکن نیست استاد خوبی باشد.

Anders Ericsson در ادامه توضیح می دهد که در زمینه های ذهنی مانند ترانه سرایی و تولید ، بهترین راه برای تشخیص این که چه کاری را درست و چه اشتباهی انجام می دهید این است که از استاد بازخورد بگیرید و همواره پیشرفت خود را پیگیری کنید.او توضیح می دهد که برای این که بدانید با استادتان پیشرفتی داشته اید باید ببینید آیا در مواجهه با مسئله‌ی موسیقی مشابه همان تصمیم قبلی را خواهید گرفت؟

اگر با همان مسائل های موسیقی روبرو شدید آیا کاری متفاوت انجام می دهید؟ چگونه می توانید ثابت کنید که اگر اکنون کاری متفاوت انجام می دهید، بهتر از کاری است که دو ماه یا دو سال پیش انجام می دادید؟

ساده ترین راه این است که هر آهنگ را با قبلی مقایسه کنید. آیا شما هم همین اشتباهات را می کنید؟ یا با هر آهنگ پیشرفت می کنید و با چالش های نو روبرو می شوید؟ تشخیص این موضوع توسط خودتان دشوار است، به همین دلیل است که Anders Ericsson پیشنهاد می کند یک استاد خوب پیدا کنید.

 

News header 03 1200x630 1 - چگونه سریع آهنگسازی حرفه ای یاد بگیریم؟

 

چیزهای بیش تری برای خلاقیت نسبت تمرین هدفمند و کاربردی وجود دارد تمرین هدفمند و کاربردی نیز دارای محودیت است. در زمینه های خلاقانه مانند موسیقی، داشتن مهارت کافی برای ابزارهای مختلف کافی نیست. باید نقش ویژه‌ی خوتان در آن زمینه بازی کنید تا برجسته شوید. در حالی که یک استاد بزرگ می تواند به شما در توسعه مهارت های فنی برای ساختن موسیقی خوب کمک کند ، مسئولیت آوردن چیزهای جدید با خود شماست. با این حال قبل از این که بتوانید چیز جدیدی را بیاورید، باید استادانی پیشکسوت را مطالعه کنید.

Anders Ericsson در زمینه ریاضیات توضیح می دهد:

اگر می خواهید نقش مهمی در ریاضیات داشته باشید،باید از همه دانش روز فراتر بروید. اما باید بدانید که پیش تر چه کارهایی انجام شده است تا بدانید چگونه خاص شوید.

به عبارت دیگر برای خاص شدن در جهان، ابتدا باید بدانید چه چیزی پیش از شما آمده است. زمانی چیزی نو بسازید که گذشته را بخوانید. به همین دلیل 10 سال طول کشید تا موتزارت یک شاهکار بسازد.

به یاد داشته باشید ، این بدان معنا نیست که 10 سال طول می کشد تا بتوانید آهنگی بنویسید که باعث شادی جماعتی بشود. این بدان معناست که باید وقت لازم را بگذارید و روش کار آهنگسازان برتر را مطالعه کنید. Tiesto و Diplo قبل از شما موسیقی ساخته اند و آسیب پذیر هستند. اما تنها در صورتی می توانید کنارشان بزنید که روش موفقیت آن ها را مطالعه کنید.

این شبیه یادگیری موج سواری است.

اول باید موج را بگیرید. در موسیقی مرحله ای است که مهارت های فنی خود را توسعه می دهید (میکس ، طراحی صدا) و بازار را مطالعه می کنید.

دوم هنگامی که مهارت های فنی اساسی و بازار را درک کردید، شاید بتوانید موجی را ایجاد کنید. با این کار با کسانی که در بالای بازی هستند (مانند Diplo ، Tiesto ، Skrillex ) رقابت کنید.

در مورد بازاریابی و سایر چیز ها چه کار کنیم ؟

در حالی که Anders Ericsson از تمرین کاربردی و هدفمند بیشتر در زمینه بهبود مهارت های فنی صحبت می کند مانند گلف، ویولن یا بازی های دیوانه کننده حافظه؛ من آن را در موسیقی یعنی تولید و بازاریابی به کار بردم. همانطور که قبلاً اشاره کردم، در حرفه موسیقی کارها و مهارت های زیادی برای یادگیری وجود دارد

مانند ترانه سرایی، طراحی صدا، میکس، ملودی و DJ

برای آشنا شدن با بهترین DJ کنترلر ها کلیک کنید

به علاوه مهارت های غیر موسیقی نیز هستند.

بازاریابی ایمیلی، رسانه های اجتماعی، روابط عمومی، چگونگی علاقه مندسازی برچسب ها، چگونگی انتشار آهنگ ها، چگونه هنگام اجرا زنده کاریزماتیک باشیم و خیلی چیز های دیگر. یک هنرمند بزرگ، با فرض این که می خواهید هنرمند برتر شوید، می تواند این عناصر را در چیزی ترکیب کند که باعث شگفتی مردم شود.

بنابراین نمی توانید تمرین کاربردی و هدفمند را فقط برای کارهای استودیویی انجام دهید. شما باید آن را در بازاریابی و جنبه های تجاری نیز کار بزنید. این بدان معناست که اهداف تجاری، بازدارنده‌ها و چگونگی بین بردن آن ها (با تمرین کاربردی و هدفمند)، چگونگی بهینه سازی فرایند (با جستجوی بازخورد انتقادی) در طول زمان را بشناسید.

به عنوان مثال رشد خود را در طول زمان پیگیری کنید. من تعداد طرفداران و مشترکین ایمیلم را در همه سیستم عامل های مربوطه پیگیری می کنم (و آن را در صفحه اصلی خودم منتشر می کنم). اینگوه درمی یابم آیا طرفداران من در حال رشد هستند، سرعت رشد آن ها چقدر است، چه بسترهایی هایی به خوبی کار می کنند (تا روی آن ها بیش تر سرمایه گذاری کنم).

هنگامی که تمرین کاربردی و هدفمند را شروع کردید، وقت آن است که بر اساس بازخوردهای اساسی، تنظیماتی برای تکامل برنامه یادگیری با شما انجام دهید.

 

music production studio process explained mixing mastering songwriting editing promoting - چگونه سریع آهنگسازی حرفه ای یاد بگیریم؟

 

گام چهارم، تغییر و ساماندهی

به جای برنامه ثابت شما به برنامه پویا نیاز دارید که با توجه به نیازها و بازخورد استادان و بازار باز موسیقی در طول زمان تکامل یابد.

مرحله 4 در مورد این است: ایجاد تعدیل در برنامه بر اساس بازخورد انتقادی که از استادان و دیگران دریافت می کنید.

 

نحوه دریافت بازخورد و ساماندهی

پس از اتمام یک آهنگ ، آن را نزد کسی مانند استاد، دوست، YouTube،SubmitHub  ببرید و بازخورد انتقادی دریافت کنید. هنگامی که درباره کار شما چیزهای خوبی بگویند احساس خوبی خواهید داشت اما به بازخوردهای منفی توجه کنید.

بازخوردهای منفی برای نشان دادن پگونگی بهبود شما مفیدتر است.

تخصص یافتن و تسلط با پیش بینی های بهتر ذهنی ارتباط دارد. دلیل نیاز به دریافت بازخورد از افراد دیگر این است، مانند استادانی که تجربه بیشتری در زمینه موسیقی نسبت به شما دارند، که توانایی شما در پیش بینی و درک آنچه خوب به نظر می رسد بسیار پایین است.

بهتر شدن در آهنگسازی مربوط به پیش بینی بهتر است.

این دیدگاه Anders Ericsson است:

می دانم که بسیاری تمایلی به پیش بینی واقعی ندارند. خیلی ها ترجیح می دهند کار خودشان را کنند و از مردم انتظار گفتن چیز های خوب دارند. اما این افراد هرگز پیشرفت نمی کنند. افرادی پیشرفت می کنند کسانی هستند که خود را در برابر پیش بینی و بازخوردها گذاشته‌اند. این ترکیبی از پیش بینی و بهبود است که به آن ها اجازه می دهد تا همچنان پیشرفت کنند و تغییر را برای ادامه یادگیری انجام دهند.

فرض کنید شما آهنگی ساخته‌اید که به نظر شما عالی است.اما وقتی آن را به استاد خود نشان دادید یا آن را در SubmitHub  ارسال کردید، متوجه شدید که ملودی بدی دارد. پرسش مهم این است اگر ملودی بد بوده چرا قبل از پایان کار آن را درست نکردید؟ زیرا شما قادر به پیش بینی واکنش مردم به ملودی نبودید. ناتوانی شما در پیش بینی واکنش مردم با وجود ملودی بد، دلیل پایان یافته فرض کردن کار آهنگ بوده است.

از این رو نتیجه می گیریم که اگر شما توانایی و بینش استاد را در پیش بینی واکنش آهنگ و ملودی داشته باشید، آهنگی با ملودی بد نمی ساختید. شما قبل از پخش باید ملودی آن را درست می کردید. به همین دلیل است که درباره‌ی آنچه مردم از موسیقی شما نمی پسندند نیاز به بازخورد انتقادی دارید. هر بار با پی بردن به پیش بینی های ذهنی نادرست، توانایی شما در پیش بینی واکنش مخاطب بهبود می یابد. به جای گذاشتن یک ملودی بد در آهنگ و پیش از نشان دادنش به جهان آن درست می کنید.

دیدگاه Anders Ericsson :

با بهبود پیش بینی ها، محصولات شما بهبود می یابد.

او در ادامه توضیح می دهد که گمان بردن و امید به بهترین حالت کافی نیست. شما همواره باید گمان هایتان را آزمایش کنید:

اگر اشتباه می کنید و بر گمان تکیه می کنید؛ هنگامی که گماننادرست بردید چه می کنید؟ چگونه می توانید آن را به سیستم بازگردانید و سامان دهید؟

در شطرنج این بدان معناست که تصمیمات را به طور سیستماتیک در یک بازی ارزیابی کنید. تا بفهمید کجا زنجیره منطق شکست خورده است. در موسیقی این می تواند به معنی ساخت 10 آهنگ و سپس مقایسه آن ها باشد. اما این کافی نیست. شما نمی توانید بر اساس گمان آهنگ هایی را که بیشتر دوست دارید انتخاب کنید. باید بفهمید که چه چیزی باعث می شود آن ها را بیش تر از سایرین دوست داشته باشید. چرا آن ها بهترین هستند؟ چه چیزی آن ها را با آهنگ های دیگر متمایز می کند؟

این گونه است که شما پیش بینی ها و گمان هایتان را درست می کنید. و آن جاست که یک استاد خوب به کار می آید.

به عبارت دیگر، شما باید با سخت کوشی آهنگ هایتان را بررسی کنید. به جای این که فقط چیزی را خوب یا بد یا متوسط بنامید، باید بفهمید چه چیزی آهنگ های خوب شما را خوب می کند و چه چیزی آهنگ های بد را بد می کند.

راه های دیگر برای بهبود پیش بینی بهتر درباره موسیقی عبارتند از:

گوش دادن به موسیقی عالی (مانند 500 آهنگ برتر تمام دوران)

تجزیه و تحلیل موسیقی (به جای گوش دادن ساده، تحلیل اشعار، آکورد)

قبل از تکمیل آهنگ های خود بی رحمانه قبل و بعدشان را مقایسه کنید.

 

music production equipment - چگونه سریع آهنگسازی حرفه ای یاد بگیریم؟

 

 

نمونه ای از زندگی Anders Ericsson

بیایید به سرعت چهار گام را مرور کنیم:

  1. روشن سازی
  2. 2. بازدارنده‌ها
  3. 3. تمرین کاربردی و هدفمند
  4. تغییر و ساماندهی

حالا بیایید آن را در زندگی خودم کار بزنیم.

اول من باید چیز هایی را روشن کنم و تصمیم بگیرم که چه می خواهم.

پس من چه می خواهم؟

من می خواهم هنرمند شوم و تا آنجا که ممکن است پیش بروم مانند جشنواره های اصلی، پخش آهنگ ها در رادیو.

دوم ، من باید دریابم که چه بازدازنده هایی سر راهم هستند.

برای تبدیل شدن به یک هنرمند اصلی، باید انواع مختلفی از کارها را به خوبی انجام دهم. از جمله ترانه سرایی، آهنگسازی، میکس، طراحی صدا، DJ، و به ویژه بازاریابی.

من اهمیتی نمی دهم که توجه سایر تولیدکنندگان جلب کنم. پس نیازی نیست که در طراحی صدا و سایر چیزها خیلی فنی کار کنم. تمرکز من باید روی ترکیب کلی باشد و من باید بخش های جذابی بسازم.

همچنین باید به جزئیات دشواری ها و مسائلم بپردازم.

بنابراین به دنبال افراد با تجربه و همچنین وب سایت هایی مانند SubmitHub هستم تا بدانم چگونه باید پیشرفت کنم. این چشم من را به ضعف های مختلف باز کرده است:

drop ها به اندازه کافی جذاب نیستند

transitions به خوبی انجام نمی شوند

نمیتوانم به درستی بخوانم

همه چیز بسیار ساده است

چیز نویی نیست، مانند هر آهنگ EDM دیگر است

سوم، باید با تمرین کاربردی و هدفمند، بازدارندها و نقاط ضعف از سر راهم برچینم.

اگر می خواهم drop هایم را بهتر کنم، 10 تا می سازم و همه‌ را با هم مقایسه می کنم. همچنین از دیگران بازخورد می گیرم تا کمبود هها را پیدا کنم.

اگر بخواهم در خوانندگی پیشرفت کنم باید دوره آواز را بگذرانم. اگر می خواهم جنبه خاصی از آواز را ارتقا دهم، مانند Vibrato هنگام هارمونی، آن را یه هدفی در تمرین قرار می دهم.  همچنین در موردش بازخورد انتقادی می خواهم.

بازخورد هرچه دقیق تر باشند بهتر است.

 

Music production 3  - چگونه سریع آهنگسازی حرفه ای یاد بگیریم؟

 

چهارم، من باید برنامه کاری و آموزشی را بر اساس بازخورد تنظیم کنم.

وقتی آهنگ Your Face را منتشر کردم، قطعه ای که روی آن آواز می خوانم، فکر کردم صدایم خوب است. همچنین فکر می کردم موسیقی آن چیز منسجمی است. همه چیز عالی به نظر می رسید و فکر می کردم مردم آن را دوست خواهند داشت.

اما وقتی آن را به 50 وبلاگ و برچسب ارسال کردم، متوجه شدم که این آهنگ دو مشکل اساسی دارد:

  1. صدایم به اندازه کافی خوب نبود.
  2. آهنگ خوب اما بسیار ساده بود

پس از بازخورد هایYour Face ، آهنگ بعدیWar  را پیچیده تر و شبیه آهنگ های بازار بسازم.

از همه مهم تر، من دیگر گمان نمی بردم. با صاحب نظر و مربی در صنعت موسیقی رقص الکترونیکی صحبت کردم. او به من گفت که Your Face بسیاری از پس زمینه های FX و ضربه های ضربه ای را از دست داده است. پس از افزودن موارد زیادی به War ، آهنگ پیچیده تر و حرفه ای تر از Your Face به نظر می رسید.

به زودی با بررسی بازخورد ها متوجه خواهم شدم کهWar  نسبت به Your Face بهتر بوده یا نه.

به یاد داشته باشیدکه  این فرایندی پویا است که با گذشت زمان تکامل می یابد.

بازدارندها با گذشت زمان تغییر کرده و پیچیده تر می شوند.

پس از مدتی کار روی ترانه سرایی و آهنگسازی، متوجه خواهید شد که ترانه سرایی دیگر شما را عقب نمی اندازد بلکه drop ها کم انرژی هستند و کسی را به رقص وادار نمی کند.

بنابراین شما را برای drop های خوب، تمرین کاربردی و هدفمند داشته باشید. برای چند هفته یک drop در روز بسازید و از استاد یا مربی بازخورد بگیرید. بر اساس بازخورد تلاش می کنید تا مشکلات گفته شده توسط مربی را رفع کنید.

 

music producer 2 - چگونه سریع آهنگسازی حرفه ای یاد بگیریم؟

 

پس از مدتی تمرین کاربردی و هدفمند برای drop ، بازدارنده های دیگری مانند میکس پیدا می شوند. پس از کار روی میکس، شاید برگردید و ترانه را دوباره بسرایید. زیرا اکنون که طراحی صدا و مهارت میکس به ترانه سرایی رسیده است، ترانه سرایی راه پیشرفت را گرفته است.

و این روند همواره تکرار می شود.

کار کنید، بازخورد بگیرید، تکرار کنید.

کار واقعاً به همین سادگی است.

ابتدا مشخص کنید که چه می خواهید.

این همیشه اولین و مهمترین گام است.

اما هنگامی که مشخص کردید چه می خواهید، فقط باید چرخه کار و بازخورد را اجرا کنید .

  1. آهنگ بسازید.

    2.از افراد مهم بازخورد بگیرید.

  1. تکرار کنید.

تا این که به هدف خود برسید، یا تصمیم بگیرید که کار دیگری انجام دهید.

سخن آخر Anders Ericsson

عادت به تمرین کردن بسیار مهم است.

اگر نتوانید هر روز بنشینید و تمرین کنید، در پایان همه چیز این مقاله مبهم است.

همان طور که Sam و مهمانان پادکستش در جاهای دیگر گفته اند، اگر می خواهید حرفه‌ای فکر کنید تا حرفه‌ای شوید.

حاضر شود. کار کنیدد. هر روز. دوباره و دوباره.

 

منابع edmprod
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.