ویدیوگرافی چیست؟ راهنمای کامل ویدیوگرافی (Videography) برای مبتدیان

تصاویر متحرک اولین بار در سال 1877 با تلاش های ادوارد مایبریج و توماس ادیسون به نمایش درآمدند. این اتفاق جرقه ی جهشی بزرگ در صنعت سینما را زد که به مرور زمان بزرگتر شد و سینمای امروزی شکل گرفت. غیر از تغییرات بزرگی که در این صنعت حاصل شده، می بینیم که حتی محتوای ویدیوها و کاربرد ویدیوگرافی (Videography) نیز تغییر کرده است.

در گذشته فیلم ها روی صفحه نمایش های بزرگی در سالن های سینما به نمایش در می آمدند، اما امروزه هر نوع محتوایی را می توانیم روی نمایشگرهایی به کوچکی گوشی یا تبلت ببینیم. با وجود گوشی های هوشمند تقریبا همه ابزار ویدیو گرفتن را دارند؛ آنها قادر به ضبط ویدیوهای 4k با رزولوشن بالا (resolution) هستند. دسترسی آسان به ویدیو و راحتی ویدیوگرافی (Videography)، تاثیر چشمگیری در بازاریابی داشته است و طی دهه ی گذشته بسیاری از استراتژی های بازاریابی و مارکتینگ بر این اساس تغییر کرده اند.

اولین دغدغه ی هر کسی که می خواهد فیلمسازی را شروع کند معمولا وسایل و تجهیزات است. به عنوان یک مبتدی ممکن است به این فکر کنید که یک فیلمساز با تجهیزاتی بالای 10000 دلار فیلم می سازد و خب قطعا نتیجه ی خوبی از کار در می آورد!

نمی توان تاثیر تجهیزات را دست کم گرفت اما این فکر که همه چیز به ابزار بستگی دارد نیز اشتباه است. برای شروع از هر وسیله ای که دارید استفاده کنید و سعی کنید تا جای ممکن در زمینه ی فیلمسازی مطالعه کنید. هر زمان که تکنیک ها و قوانین و در کل ملزومات را یاد گرفتید، می توانید به ارتقای تجهیزات هم فکر کنید.

تا آن زمان لازم است در این باره بخوانید و تا می توانید فیلم بگیرید. در یادگیری هیچ چیزی موثرتر از تمرین کردن نیست؛ تمرین کردن باعث می شود سریع تر با نقاط ضعف و قدرت خود و سختی های موضوع آشنا شوید. در این مقاله ی آکادمی هنر هر چیزی که در رابطه با تجهیزات دوربین و تنظیمات آن لازم دارید را با هم مرور می کنیم.

ویدیوگرافی چیست؟ راهنمای کامل ویدیوگرافی (Videography) برای مبتدیان

سینماتوگرافی (Cinematography)، ویدیوگرافی (Videography) و فیلمسازی (Filmmaking)

امروزه از افراد بسیاری می شنویم که “می خواهم فیلم بسازم”؛ اما فیلسازی دقیقا یعنی چه؟ تفاوت آن با سینماتوگرافی و ویدیو گرافی چیست؟

یک سینماتوگرافر یا فیلمبردار که به عنوان مدیر عکاسی نیز شناخته می شود، فردی است که مدیریت دوربین و گروه‌های نورپردازی را بر عهده دارد. کارهایی که در حیطه ی وظایف یک سینماتوگرافر است عبارتند از: قرار گیری دوربین، حرکت دوربین، ترکیب بندی و اندازه عکس، فوکوس و نورپردازی. تصمیمات کلیدی در مورد دوربین را کارگردان می گیرد و سینماتوگرافر یا فیلمبردار این تصمیمات را اجرایی می‌کند.

فیلم‌سازی شامل فیلم‌نامه‌نویسی، انتخاب هنرپیشگان، فیلم‌برداری، تدوین و اکران محصول نهایی به مخاطبان است، که اکثر تصمیمات مربوط به این بخش ها را در مرحله ی پیش تولید فیلم میگیرند.

ویدئو گرافی هنر ترکیب کردن متن، تصویر و صدا است. یک ویدئو گرافر باید به کمک تصاویر، نوشته‌ها و موسیقی تلاش کند تا یک محتوای تبلیغاتی تأثیرگذار را خلق کند.

ویدیوگرافی چیست؟

بهترین دوربین برای مبتدیان ویدیو گرافی چیست؟

بهترین دوربین ها برای مبتدیان ویدیوگرافی، دوربین های DSLR است. این دوربین ها از تنوع بالایی برخوردار هستند و برای بسیاری از موقعیت ها مناسب اند. سوالی که مطرح می شود این است که کدام مدل برای این منظور بهتر است؟

از محبوب ترین DSLR های بازار می توان به Nikon D3300، Canon EOS Rebel T6، Canon 70D، Canon 80D  اشاره کرد. غیر از این ها انتخاب های دیگری هم دارید اما ما دو دوربین را به شدت پیشنهاد می کنیم:

Nikon D3300

این دوربین بسیار مناسب کسانی است که می خواهند ویدیوگرافی را شروع کنند. با آن می توانید با کیفیت (1920×1080) Full HD با 23.976p/ 25p 29.97p/ 50p/ 59.94p و HD (1280×720) با 50p/ 59.94p فیلم بگیرید. دوربین دارای قابلیت تعویض لنز و نیز عکسبرداری است. اگر برای خرید تصمیم گرفته اید توصیه می کنم در مورد آن تحقیق کنید و کاملا با قابلیت ها و ویژگی های این دوربین آشنا شوید.

ویدیوگرافی چیست؟ راهنمای کامل ویدیوگرافی (Videography) برای مبتدیان

Canon EOS Rebel T6

این کیت شامل بدنه دوربین Canon EOS Rebel T6 و دو لنز 18-55mm و 75-300mm است. با این دوربین قادر خواهید بود با کیفیت Full HD (1920 x 1080) در 23.976p/29.97p و HD (1280 x 720) در 59.94p و SD (640 x 480) روی 29.97p فیلمبرداری کنید. قیمت این دوربین تقریبا با Nikon D3300 برابر است اما از نظر کارایی به خصوص برای مبتدیان مناسب تر است.

چگونه سینماتوگرافر یا فیلمبردار شویم؟

قدم اول: مطالعه کنید، ببینید، یاد بگیرید.

اولین قدم سینماتوگرافر شدن، مطالعه و یادگیری است. خوشبختانه به کمک تکنولوژی گزینه های بسیاری برای این کار دارید. می توانید از Youtube، سایت ها، کتاب، کارگاه های مربوط و غیره برای یادگیری پایه های فیلمبرداری کمک بگیرید. پس از یادگیری این مباحث ابتدایی می توانید به طور عملی فیلمبرداری را شروع کنید.

قدم دوم: از همه چیز فیلم بگیرید.

تنها راه یادگیری کار با دوربین، استفاده کردن از آن است. اگرچه سینماتوگرافر شدن فقط به استفاده از دوربین و کادربندی و این ها خلاصه نمی شود بلکه به دانش صفر تا صد فیلمبرداری نیاز است. اما خب به عنوان گام دوم باید از کار با دوربین شروع کنید.

سینماتوگرافی (Cinematography)، ویدیوگرافی (Videography) و فیلمسازی (Filmmaking)

قدم سوم: برای فیلمبرداری از قبل طرح بریزید.

به عنوان یک فیلبمردار باید از روز قبل فیلمبرداری، برای آن طرح و برنامه بریزید. این کار یا در واقع همان پیش تولید (Pre-production) یکی از مهم ترین موضوعات طی پروسه ی فیلمبرداری است و با انجام آن خیالتان از بابت آمادگی در روز فیلمبرداری راحت خواهد بود.

در پروسه ی ساخت یک فیلم با بودجه ی مشخص، زمان تعیین کننده ی هزینه است. عوامل مربوطه مثل تهیه کننده یا دستیار کارگردان تلاش می کنند که همه چیز را طبق برنامه و زمان بندی و بودجه پیش ببرند. شما نیز با آمادگی و برنامه ی قبلی می توانید عملکرد بهتری در این زمینه داشته باشید.

قدم چهارم: حرفه ای باشید.

در زمان فیلمبرداری وقتی برای شوخی و خنده نیست؛ هر کسی وظیفه ای دارد که باید در زمان خاصی انجام دهد. این موضوع به معنای خشک بودن کار نیست. طی فیلم برداری هم می تواند خوش بگذرد اما اولویت ها نباید فراموش شوند. اگر کار را اولویت قرار ندهید و عملکرد خوبی نداشته باشید، عذرتان خواسته می شود.

البته این نکته را هم بگویم که تولید هر فیلمی سبک و سیاق خودش را دارد. مثلا من در فیلمبرداری هایی حضور داشته ام که همه چیز خیلی جدی گرفته می شد و حتی کسی نباید با کس دیگری صحبت می کرد؛ در حالیکه در جای دیگری، حین کار کردن روی ویدیو در حال آهنگ گوش دادن بودیم! این ها همه به افرادی که با آن ها کار می کنید و نوع فیلم بستگی دارد.

سینماتوگرافی (Cinematography)، ویدیوگرافی (Videography) و فیلمسازی (Filmmaking)

قدم پنجم: تدوین کردن را یاد بگیرید.

به عقیده ی ما هر کسی که سودای سینماتوگرافر شدن را در سر دارد، کار تدوین را هم باید یاد بگیرد. چرا این را می گوییم؟ چون در آخرین مرحله، فیلم به مرحله ی تدوین یا post-production می رسد؛ در واقع برای تولید سکانس، نماهایی از فیلم خام (footage) انتخاب و به هم پیوند داده می شوند. حالا اگر خودتان هم کار فیلمبرداری هم تدوین را انجام دهید، نتیجه مطلوب تر خواهد بود. اگر فیلمبرداری منسجمی داشته باشید کار مرحله ی بعد را راحت تر کرده اید. هنگام فیلمبرداری از خود بپرسید آیا این نماها ترکیب خوبی ارائه می دهند؟ اگر خیلی مطمئن نیستید می توانید جایی برای تجدید نظر بگذارید.

یکی از رایج ترین جملاتی که در صنعت فیلمسازی می شنویم این است که “در مرحله ی تدوین درستش میکنیم.” این یکی از بدترین نگرش هایی است که وجود دارد! در مرحله ی تدوین چیزی برای “درست کردن” نباید وجود داشته باشد چون اساسا مرحله ای است که با انجام آن قرار است داستان، به صورت منسجم و سیال بیان شود نه اینکه اشتباهات اصلاح شوند. اشتباهات و مشکلات باید در زمان فیلم برداری حل شوند.

ویدیوگرافی (Videography) چیست؟

قدم ششم: نورپردازی

یکی از مراحل مورد علاقه ی من در فیلمسازی، نورپردازی است. اینکه چطور به سادگی با تغییر نور می توان داستانی روایت کرد همیشه برایم جالب بوده است. چندی پیش در کتابی خواندم “نورپردازی خوب باعث می شود داستان واقعی جلوه کند در حالیکه نورپردازی واقعی می تواند باعث مصنوعی شدن آن شود.” البته که این جمله در همه ی موارد صادق نیست چون هدف همیشه واقعی جلوه دادن نیست و بسته به سبک فیلم متفاوت است؛ اما بهرحال جمله بر اهمیت نورپردازی و تاثیر آن تاکید می کند.

نورپردازی فقط به معنی روشن کردن صحنه نیست و شامل سایه ها، رنگ ها، بافت (texture) و عمق نیز می شود. این ها همه به بیننده کمک می کند که حس کند در صحنه حضور دارد.

نسبت ابعاد تصویر (Aspect Ratios) در ویدئوگرافی

نسبت ابعاد یکی از موضوعات مهمی است که کمتر به آن پرداخته می شود و به معنای نسبت پهنا و ارتفاع تصویر است. هر داستانی نسبت تصویر خاص خودش را دارد. نسبت ابعاد استاندارد فیلم عبارتند از: 1.33:1، 1.78:1 و 2.35:1 (ارتفاع:پهنا). به عنوان مبتدی، بیشتر در ابعاد 1.78:1 یا 16:9 فیلمبرداری خواهید کرد چرا که مثلا با لنزهای آنامورفیک این موضوع کمی پیچیده می شود و شما فعلا به یادگیری آن نیازی ندارید. پیشنهاد می کنم به تنظیمات دوربین خود نگاهی بیندازید و روی ابعاد مختلف فیلم بگیرید. فیلم هایی با ابعاد تصویر مختلف ببینید تا راحت تر متوجه شوید که هر ابعادی چه تاثیراتی ایجاد می کند.

بهترین تنظیمات دوربین برای ساخت ویدیو چیست؟

فشرده سازی (compression)

با compression می توانید حجم فایل را به حجمی کاربردی تر کاهش دهید. این گزینه مخصوصا در مورد فیلمبرداری اهمیت زیادی دارد و حتما باید در نظر گرفته شود. 3 مورد فشرده سازی برای فیلمبرداران آماتور یا حرفه ای وجود دارد:

Spatial compression: برای زمانی که پیکسل عکس را کم می کنید. (مثل تبدیل 4K به 1080p)

Temporal compression: زمانی که کادر (frame) ویدیو را کوچک می کنید.

Image compression: وقتی کیفیت بخش هایی از عکس برای داشتن bit-rate پایین تر، کاهش پیدا می کند.

بیت ریت (bit-rate) چیست؟

بیت ریت حجم دیتا و اطلاعاتی است که در هر ثانیه از جایی به جای دیگر منتقل می شود. در فیلم، بیت ریت به حجم داده های ذخیره شده در هر ثانیه در رسانه ای که در حال پخش آن است گفته می شود. در واقع کیفیت فایل ویدیویی با بیت ریت بیان می شود. بیت ریت بالاتر کیفیت بالاتری هم دارد اما فضای بیشتری هم اشغال می کند.

مثلث نوردهی (Exposure Triangle)

سه عامل مهم در کاهش یا افزایش نور ورودی دوربین وجود دارند که عبارتند از: سرعت شاتر (shutter speed)، ISO و دیافراگم (aperture).

مثلث نوردهی (Exposure Triangle)

سرعت شاتر

مدت زمانی که شاتر دوربین باز است و به نور اجازه ی ورود به دوربین را می دهد، سرعت شاتر می گویند. در ویدیوگرافی برخی قوانین مربوط به سرعت شاتر با عکاسی متفاوت است.

در دوربین فیلمبرداری، شاتر نرمال یک نیم دایره است که یعنی 180 درجه. شما باید شاتر را روی همین 180 درجه نگه دارید. چطور این کار را بکنید؟ با در نظر گرفتن این نکته که سرعت شاتر همیشه باید دو برابر فریم ریت (frame rate) شما باشد؛ مثلا اگر با ریت 24fps (استاندارد) فیلم می گیرید سرعت شاتر باید 1/48 بر ثانیه باشد. نگه داشتن شاتر روی 180 درجه باعث می شود که هنگام حرکت دوربین، تاری ناشی از حرکت (motion blur) بسیار واقعی به نظر بیاید.

ISO

ایزو حساسیت سنسور دوربین به نور است. با کاهش یا افزایش ایزو میزان نور را تغییر می دهید. هرچقدر ایزو بالاتر باشد، حساسیت سنسور به نور بیشتر می شود اما مقدار نویز تصویر نیز بالا می رود. ایزوهای استاندارد عبارتند از 100، 200، 400، 800، 1600، 3200، 6400 و غیره.

معمولا از ایزوی پایین در محیط پرنور و ایزوی بالا در محیط کم نور و شب استفاده می شود. این نکته را به یاد داشته باشید که برای رسیدن به نوردهی مناسب هیچوقت نباید تنها به ایزو تکیه کنید بلکه باید نوری که روی سوژه می اندازید مناسب باشد و شما بر اساس آن ISO متناسب را انتخاب کنید که به نتیجه ی مطلوب برسید.

ایزو (ISO)

دیافراگم

دیافراگم به دهانه ی لنز گفته می شود که به نور اجازه ی ورود به دوربین می دهد. دیافراگم های استاندارد عبارتند از: 1، 1.4، 2، 2.8، 4، 5.6، 8، 11، 16، 22.

با تغییر اندازه ی دیافراگم هم می توانید مقدار نور ورودی به دوربین را کاهش یا افزایش دهید.

دیافراگم نه تنها روی نور که روی عمق میدان (depth of field) هم تاثیر می گذارد. عمق میدان به میزان وضوح و شارپنس (sharpness) پس زمینه و پیش زمینه ی اطراف سوژه گفته می شود. اگر با دیافراگم بزرگ فیلمبرداری کنید عمق میدانی بیشتر (وضوح بیشتر) خواهید داشت و برعکس.

دیافراگم (Aperture) در عکاسی

فریم ریت (frame rate) چیست؟

فریم ریت، سرعت نشان دادن عکس ها طی یک ثانیه است؛ مجموعه عکس های ثابت وقتی با سرعت معینی کنار هم قرار بگیرند به نظر می رسد که دارند حرکت می کنند. حتما تا به حال دفترچه هایی که عکس هایی با تفاوت های کم در تمام صفحات آن نقاشی شده (flip book) را دیده اید. اگر شروع به سریع ورق زدن آن کنید، به نظرتان می آید که در حال حرکت اند.

ویدیوگرافی چیست؟

فریم ریت استاندارد فیلمسازی 24fps است و دلیل آن این است که تاری ناشی از حرکت را بسیار واقعی جلوه می دهد. در ویدیوگرافی چیزی به عنوان فریم ریت ایده آل وجود ندارد چرا که هر فریم ریتی نتیجه و کاربرد خاص خودش را دارد. مثلا برای نشان دادن حرکت آهسته (slow motion) می توانید از فریم ریت پایین استفاده کنید.

برای انتخاب مناسب ترین فریم ریت باید ببینید کدام فریم ریت به بهترین شکل ممکن داستان فیلم شما را روایت می کند و همان را انتخاب کنید.

جمع بندی

همانطور که دیدید، شروع ویدیوگرافی تنها به انتخاب نوع دوربین و تجهیزات خلاصه نمی شود و موضوعات بسیاری برای یادگیری وجود دارد. در ابتدا باید تا جایی که می توانید مطالعه کنید و فیلم بگیرید. هر کجا که می روید دوربین خود را همراه داشته باشید؛ از همه چیز فیلم بگیرید و نکاتی که آموخته اید را روی آن پیاده کنید. اگر همینطور ادامه دهید از نتیجه ی کار شگفت زده خواهید شد.

منابع iceland-photo-tours
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.